شهر یزد دومین شهر تاریخی جهان و از شهرهای مهم و قدیمی ایران است که بخاطر دسترسی سخت به این منطقه و محدودیت های منابع آبی کمتر باعث جنگ و ستیز میان پادشاهان برای تسخیر و تصرف می شده و از این نظر از درگیریها و جنگ های سیاسی در امان بوده است. آنطور که از شواهد پیداست قدمت آبادانی این شهر به زمان های خیلی دور بر می گردد و آثار به جا مانده از ساکنین یزد که امروزه به تماشای آنها می نشینیم نشان از تاریخ غنی این منطقه داشته است.

ریشه نام یزد

شهر یزد اولین شهر خشتی و دومین شهر تاریخی جهان است. واژهٔ یزد در لغت به معنای مقدس و پاک بوده و وجه‌ تسمیه این شهر، سرزمین مقدس و شهر خدا است که برخی از تاریخ نویسان معتقدند ، در دوره ساسانيان، یزدگرد دستور داده تا در این محل شهری به نام یزدان گرد بنا کنند که نام یزد نیز از همین عنوان گرفته شده است. مورخان یونانی نیز از نام یزد با عنوان ایساتیس یاد کرده اند اما پس از ظهور اسلام و گرايش مردم ايران به اين آيين، به يزد لقب دارالعباده داده شد.


همانطور که در ریشه نام این شهر اشاره کردیم عده ای ساخت شهر یزد را به زمان یزدگرد اول نسبت می دهند که به معنای ستایش و نیایش است. عده ای دیگر معتقدند بهرام گور که مریض احوال و در حرکت به سمت خراسان بوده در یزد امروزی توقف می کند و آنجا بیماری اش کمی بهبود پیدا می کند به همین خاطر دستور می دهد تا به عمران و آبادانی این منطقه بپردازند. روایت دیگری می گوید زمانی که انوشیروان به حکومت رسید، یزد را به دختر خود، مهرنگار تقدیم و در آنجا ساختمان های زیادی بنا کرد. پس از انوشیروان نیز خسروپرویز شاه شد و یزد را به دو دختر خود، ایراندخت و پوراندخت بخشید. توران دخت پس از چند ماه پادشاهی در گذشت و ایران دخت به عنوان جانشین او انتخاب شد. سپس او نماینده‌ای به یزد فرستاد و به او دستور داد که این منطقه را آباد کند.


اتابکان یکی از سلسله های پر قدرتی بودن که 140 سال بر یزد حکومت کردند. در زمان حمله مغول شهر یزد تحت سلطه سلطان قطب الدین، از سلسله اتابکان بود. او با زیرکی سلطه مغولان را پذیرفت و همین کار یزد را از خشم مغولان حفظ کرد. امنیت و آرامش نسبی یزد در این دوره باعث شد تا بر خلاف شهرهای دیگر که رو به نابودی رفت، بازرگانی و مبادله کالاهای مختلف رونق پیدا کند. و کالاهای یزدی تا هندوستان نیز راه پیدا کند.
در دوره اتابکان زمانی که مبارزالدین محمد بر تخت حکومت یزد نشست دارالتعلیم های زیادی در یزد به وجود آمد و لقب دارالعلم را برای آن به دنبال آورد. در مدارس، مساجد، دارالسیاده ها و خانقاه ها علوم مختلف رایج زمان تدریس می‌شد و تصوف رونقی چشمگیر در یزد یافت و این دوره نقطه عطفی در تاریخ یزد به شمار می رود.


در دوره تیموریان آثار برجسته زیادی در یزد ساخته شد. کاشی کاری‌های مسجد جامع و میدان امیر چخماق و مسجد امیر چخماق، مصلای عتیق و … از آثار تیموریان به شمار می روند. و مدارس و کتابخانه‌های متعددی نیز در این دوره تاسیس شدند که عبارتند از: مدرسه دارالصفا، مدرسه و کتابخانه قطبیه سرپلوک، مدرسه و کتابخانه یوسف چهره، مدرسه و کتابخانه اصیلیه سرد هوک و کتابخانه باوردیه.


در دوره صفوی شاه اسماعیل با سرکوب کردم مدعیان یزد را به تصرف خود در آورد. اما افراط او در تعصب مذهبی و کشتارهای بی‌مورد، خسارت معنوی بزرگی به ایران و به ویژه یزد وارد کرد. نمونه آن کشتن دانشمند بزرگ آن روزگار قاضی میرحسین میبدی است. در این دوره افغان ها به ایران حمله ور شدند و محمود افغان نیز قصد تصرف یزد را داشت. یزدی ها اما تسلیم شدند و به رهبری میرزا عنایت سلطان،در برابر آنها مقاومت کردند. سرانجام محمود افغان یزد را رها کرد و به فتح اصفهان راضی شد. اما قضیه به همین جا ختم نشد و اشرف افغان جانشین محمود نیز چهار سال به جان یزدی ها افتاد و با عنایت سلطان جنگید. او در نهایت با حیله و مکر در خانواده عنایت سلطان نفوذ کرد بجز خواهر زاده ها همه را به قتل رساند.
بعدها مومن خان، از جانب نادرشاه افشار، بر تخت حکومت کرمان نشست و محمد تقی خان و فرزندانش تا اواخر زمان قاجار حکومت یزد را بر عهده گرفتند. این خاندان خدمات ارزنده‌ای به این شهر کردند و آثار و بناهای فراوانی از جمله باغ دولت‌آباد، مدرسه خان، باغ ناصریه، بازار خان، میدان خان، بازار قیصریه و … ساختند که همگی از افتخارات تاریخی شهر به شمار می روند.


در دوره زندیه نیز اقداماتی در جهت آبادانی یزد صورت گرفت که از جمله آنها می توان به مدرسه عبدالرحیم خانکه اکنون با عنوان دبستان همت فعالیت می کند اشاره کرد.

در دوره پهلوی نیز این آبادانی ها ادامه داشت و احداث خیابان و ورود اتومبیل به شهر یزد در این دوره اتفاق افتاد. اما عده ای معتقدند این ساخت و سازها ضربه مهلکی به بافت تاریخی و دست نخورده شهر یزد زد و بیشتر به مثابه تخریب بود تا آبادانی.